فیلم و سریال

8همکاری موفق و ادامه دار کارگردان وبازیگر در سینمای ایران

همکاری های موفق و ماندگار کارگردانان و بازیگران

در یک تاپ 10 دیگر از سلسله قصد داریم 8 همکاری موفق و ماندگار کارگردان,بازیگر در تاریخ سینمای ایران را به شما معرفی کنیم.

 

معرفی مهم ترین و موفق ترین آثار مشترک ما بین کارگردانان صاحب سبک  از طرفی و بازیگران خوب و توانای مان از سوی دیگر که ادامه دار بوده  شاید کار بکر و تازه ای نباشد اما مهم ترین حسن این نوشته برخلاف نوشته های پیشین خودش این است که سینمای مان و آثار تولیدی در آن را که بخشی از آن در این لیست هم آمده را به صورت کل واحدی می بیند و نه به صورت دو دوره ی مجزای قبل وبعد از انقلاب اسلامی 57.
(در ابتدا نام کارگردانان آمده است و سپس بازیگران فیلم)

1.مسعود کیمیایی و بهروز وثوقی

مسعود کیمیایی زمانی که در حال یادگیری اصول اولیه سینما در نزد ساموئل خاچیکیان به عنوان دستیار بود با وثوقی آشنا شد آن هم در فیلم خداحافظ تهران و شاید همین آشنایی و همکاری مختصر ما بین وی به عنوان دستیار کارگردان و وثوقی به عنوان نقش اول فیلم منجر به همکاری مجدد و جدی تر آن ها در اولین فیلم کیمیایی در مقام کارگردان شد ,بیگانه بیا  فیلم متفاوتی از جریان حاکم سینمای دهه چهل و ملقب به فیلم فارسی بود اما تجربه چندان موفقی برای هیچ کدام از طرفین نبود و مجال دیگری لازم بود تا این دو خودی نشان دهند یکی به عنوان کارگردانی مولف و صاحب فکر و دیگری به عنوان بازیگری دارای نبوغ و استعداد ذاتی و آن فیلم قیصر بود فیلمی که همه المان های لازم را داشت تیتراژ مناسب با موضوع و تم فیلم که توسط کیارستمی ساخته شده بود موسیقی ضربی و زورخانه ای که از جاودانه های منفردزاده شد.
جمشید مشایخی و بهمن مفید که بیشتر در تئاتر فعالیت می کردند و با سینما بیگانه هم در این فیلم اولین حضور خود را تجربه کردند و بعدها ماندنی شدند.
قیصر اثری بود که همه به آن با دیده تردید نگاه می کردند از فروش و موفقیت فیلم در گیشه تا نگاه مثبت منتقدین و مخاطبان خاص سینما به قصه و نحوه روایت آن چرا که فیلم قهرمانی از جنس قهرمان های فیلم های قبل از خود نداشت و در واقع ضدقهرمانی بود که نه تنهای ویژگی های قهرمانان ملموس سینما را نداشت بلکه در پایان فیلم با نمایی بسته از چهره اش تلخکامی و شکست را در ذهن تداعی می کرد .
فیلم همه جوره موفق از اب در آمد هم از جهت فروش در گیشه و هم از نظر منتقدین و این یعنی موافقت مخاطبان عمومی و خاص با فیلم.
این موفقیت موجب شد بهروز وثوقی بشود پای ثابت همه فیلم های بعدی کیمیایی,که بطور معمول سالی یک فیلم را می ساخت در ان سالها .
رضا موتوری,بلوچ,داش آکل.خاک و در نهایت گوزن ها نتیجه این همکاری موفق و دو سر برد بودند.
بر کسی چندان روشن و مشخص نیست و نشد که چرا همکاری این دو زوج موفق ادامه دار نشد و در دو فیلم بعد کیمیایی تا انقلاب اسلامی یعنی غزل و سفر سنگ چرا وثوقی حضور نداشت اما اگر بود و پس از انقلاب در ایران امکان ادامه کار را می یافت دیدن  بازی هایش در فیلم های مهم کیمیایی چون خط قرمز,سرب,دندان مار,گروهبان و رد پای گرگ سورپرابزمان میکرد.


2.بهرام بیضایی و سوسن تسلیمی

بیضایی را با هر متر و معیاری که بسنجیم از ستون های سینما و آغازگران موج سوم یا نوی مان است.
کارگردانی مولف و صاحب سبک که جهانی مشخص و محکم را با فیلم نامه هایی که نوشته های خودش بودند ترسیم می کرد.
بیضایی در سینمای پیش از انقلاب بازیگر اولش پروانه معصومی بود در فیلم هایی چون کلاغ و رگبار و غریبه و مه تا انقلاب شد و احتیاج به روحی تازه و پویا تر با رگه های تئاتری تری بود و چه کسی را بهتر از سوسن تسلیمی می توانست سراغ بگیرد کسی که قبلا در تئاتر چهارسو و تئاتر پیاده خودش و توانایی هایش را در اجرا به رخ کشیده بود.
اولین همکاری شد چریکه تارا فیلمی سمبولیک و سوررئالیستی که دغدغه های حماسی,اساطیری داشت.
بازی بی عیب و نقص تسلیمی در این فیلم در نقش تارا که نقشی بی نهایت چندوجهی بود مایه تحسین همگان شد و در انتخاب بعدی بیضایی در فیلم بعدی اش جای شک نگذاشت حتی با وجود اکران نشدن فیلم و رفتنش به بایگانی.
فیلم بعد مرگ یزدگرد بود که قبلا از ساخت فیلم,بیضایی تئاتر ان را با حضور همان بازیگران (تسلیمی,تارخ,مهدی هاشمی و خمسه )اجرا کرد و تسلیمی در فیلم هم همان نقش نمایش را عهده دار شد و باز هم نتیجه کار جای خرده ای باقی نگذاشت و اتفاقا سرنوشت این فیلم هم مانند فیلم قبلی بود ,عدم اکران به دلیل مشکل حجاب بازیگر زن فیلم که تسلیمی بود.

دو فیلم بعدی باشو غریبه کوچک و شاید وقتی دیگر بودند که در باشو شاهد هنرنمایی بی بدیل تسلیمی در نقش نایی جان بودیم که از ماندگارترین نقش های مادر در تاریخ سینمای مان شد و خواهد ماند.
در فیلم چهارم و آخرین همکاری این دو تسلیمی در نقش سه شخصیت ظاهر می شود چیزی که تا قبل از ان کمتر اتفاق افتاده بود و اگر نمونه ای هم بود در فیلم های کمدی و طنز بود,داستان این درام که در فضای شهری اتفاق می افتد بر عکس سه اثر قبلی تسلیمی نه تنها همگان را در بهت و حیرت فرو برد بلکه کاندید جایزه سیمرغ بلورین چهرمین جشنواره فجر هم شد.

پیشنهاد میکنیم بخوانید :‌:‌ :‌  ساده ترین روش های کسب درآمد در دنیای مدرن

اما پایان این همکاری بسان همکاری کیمیایی و وثوقی چندان خوش یمن برای دو طرف نبود,تسلیمی هم به دلایلی تقریبا مشابه با وثوقی و مساعد ندیدن فضا جهت ادامه کار تن به مهاجرت داد و بیضایی را از بازیگری کامل که قالب کاراکتر هایش بود محروم کرد.

3.داریوش مهرجویی و علی نصیریان

داریوش مهرجویی بواسطه ی تحصیل در رشته فلسفه و سپس سینما در آمریکا با گرایشات تجددخواهانه و روشن فکرانه ای به ایران بازگشت و در اولین فیلم خود به نام الماس 33 که فیلمی در ژانر گانگستری بود نتوانست تمام ذهنیت خود را به فیلم تبدیل کند.
فیلم با هزینه سنگینی ساخته شد و یک شکست تجاری محض شد و سرمایه داران و تهیه کننده ها را به مهرجویی بی اعتماد.
پس مهرجویی به سراغ داستان گاو غلامحسین ساعدی رفت که برخلاف فیلم الماس 33 که اتفاقات فیلم در محیط شهری اتفاق می افتاد همه ی حوادث داستان و لوکیشن ها در روستایی در حوالی قزوین رقم می خورد.
عزت الله انتظامی در این فیلم در نقش مشدی حسن,نقش اول فیلم بود و علی نصیریان هم از هم ولایتی ها و ریش سفیدان روستا نقشی حاشیه ای تر را عهده دار بود.

تقریبا همه بازیگران فیلم از بازیگران شناخته شده تئاتر بودند و نصیریان هم از این قاعده مستثنی نبود.
بازی یک دست و باورپذیر نصیریان در گاو باعث شد تا مهرجویی در فیلم بعدی اش یعنی آقای هالو نقش اولش را به دست نصیریان بدهد در این فیلم همانند نقش مش اسلام در گاو نصیریان نقش فردی روستایی را بازی می کرد اما برعکس مش اسلام ,آقای هالو فردی ساده دل بود و علی رغم ایرادات فنی و محتوایی عدیده فیلم بازی نصیریان باز هم از فاکتورهای قابل قبولی برخوردار بود و منجر به اعطای جایزه سپاس به وی هم شد  پس مهرجویی را ترغیب کرد تا در فیلم بعدی اش یعنی پستچی که نقشی بسیار پیچیده تر با ابعاد سمبلیک تری بود بازهم به سراغ نصیریان برود تا ثابت شود که این دو به درک متقابلی از هم رسیده اند و اتفاقا  نصیریان در این فیلم بسیار خوش درخشید و بازی ش توجه همگان را جلب کرد.
همکاری این دو ادامه دار بود و در دو فیلم دایره مینا که نصیریان را در قالب نقش راننده آمبولانسی بنام مش اسماعیل و مدیر مدرسه در فیلم حیاط پشتی مدرسه آفاق که البته این فیلم مجوز اکران پیدا نکرد دیدیم,نقش هایی کمرنگ تر با دقایق بازی کمتری نسبت به سه فیلم قبلی اما همچنان کلیدی و قابل اعتنا.

4.داریوش مهرجویی و عزت الله انتظامی

داریوش مهرجویی از جمله کارگردانانی است که همیشه گروه خود را دارند و از بازیگر و فیلمبردار گرفته تا طراح صحنه کارشان باید از حرفه ای ترین ها و کاربلد ها باشند.

همکاری مهرجویی و عزت الله انتظامی از فیلم گاو آغاز شد و تا فیلم بانو ادامه دار بود یعنی زمانی در حدود 23سال.
بازی به یاد ماندنی انتظامی در گاو که تحسین همه را از علاقه مندان سینما تا منتقدان نکته بین را برانگیخت باعث شد تا مهرجویی به حدی از شهرت برسد که تقریبا تا سال 57 هر سال فیلمی برای نمایش داشته باشد از آقای هالو که انتظامی را کاندید مجسمه نقش مکمل سپاس کرد تا پستچی و دایره مینا و حتی سریالی 4 قسمتی و نیمه تمام به نام الموت.
پس از انقلاب هم فرقی نمی کرد که انتظامی در نقش عباس اقا مباشر که نقشی بی نهایت پرواکتیو بود ظاهر شود و یا در نقش وکیل خانوادگی که در تمام طول فیلم لنگ لنگان راه می رفت همه جور نقش را باورپذیر ایفا می کرد.
اما هرچقدر که انتظامی به دهه هفتم زندگی نزدیک تر میشد از غلظت نقش هایش در فیلم های مهرجویی هم کاسته می شد و بانو اخرین همکاری این دو تا به امروز بوده است.

بر کسی پوشیده نیست که بخش اعظم نام و اوازه مهرجویی به عنوان سینماگری مولف با لیستی بلند و بالا از فیلم هایی که در یاد همگی ما مانده مدیون حضور درخشان و پرجذبه عزت الله انتظامی اقای بازیگر سینما است.

5.داریوش مهرجویی و خسرو شکیبایی

سه هفته پیش از مرگش در تاریخ 8 تیر 1387 به عنوان یکی از بهترین بازیگران سه دهه سینمای پس از انقلاب انتخاب شد و شاید درست تر باشد اگر بگوییم بهترین و پرافتخارترینشان.
دو بار سیمرغ بلورین فجر را برای نقش های اول و یکبار هم برای نقش مکمل برنده شد و چندین و چند بار هم کاندید و برنده سایر جشنواره ها شد و همه ی این افتخارات در گرو یک انتخاب بود انتخابی که باعث شد خسرو شکیبایی در 45سالگی بالاخره از نقش های حاشیه ای و کم رنگ به سطح اول سینمای مان برسد و بشود مرد اول سینما.
علی رغم اینکه در 19 سالگی بازی در تئاتر را اغاز کرد اما دیر چهره شد.
تا پیش از انقلاب در دو سه سریال و مینی سریال حضور یافت و پس از انقلاب هم اولین نقش افرینی اش در سینما در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز کیمیایی بود اما در همین حضور کمرنگ هم قابلیت هایش را نشان داد و رفته رفته خودش را ابدیده تر می کرد برای مهم ترین نقش همه ی دوران زندگی اش و به انتخاب بسیاری بهترین کاراکتر تمام ادوار سینمای ایران.

شکیبایی در اولین همکاری اش با مهرجویی در نقشی ظاهر شد که به شخصیت حقیقی خودش هم بسیار نزدیک بود,حمید هامونی که در صوفی مسلکی و دیوانه بازی هایش شباهت بسیاری به خود شکیبایی داشت و چه بسا که شکیبایی از خودش هم به نقش هامون چیزهایی افزوده بود.
هامون مهرجویی شکیبایی را به اولین و مهم ترین افتخار دوران بازیگری اش رساند و او برای بار اول سیمرغ بلورین هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر را برنده شد و همین افتخارات و موفقیت فیلم هامون منجر شد که پنج بار دیگر هم شاهد همکاری مهرجویی در مقام کارگردان و شکیبایی در نقش بازیگر باشیم.

پیشنهاد میکنیم بخوانید :‌:‌ :‌  ۱۰ جنگنده قدرتمند جهان

بانو,سارا,پری,میکس و در نهایت دختر دایی گمشده کارنامه مشترک این دو هستند.
و بنظر بهترین تصمیم شان بعد از اغاز همکاری شان در فیلم هامون قطع ان پس از فیلم دختر دایی گمشده بوده است چرا که رفته رفته هم فیلم های مهرجویی نزول کرده بودند و هم شکیبایی در نقش های ضعیف و کم رمقی ظاهر شد تا بیش از پیش این فرضیه ثابت شود که داستان و فیلم نامه است که باعث بازی های درخشان بازیگران و دیده شدن یک فیلم و موفقیت ان می شود و نه برعکس.

6.علی حاتمی و عزت الله انتظامی

حاتمی و انتظامی نکات مشترک زیادی داشتند نکاتی که منجر به همکاری های پرباری ما بین این دو بزرگ و استاد مسلم تئاتر و سینمای ما شد.
اول اینکه هر دو بچه سنگلج بودند و دوران کودکی مشترکی داشتند با 20 سال تفاوت سنی,علی رغم اینکه انتظامی دو دهه زودتر از حاتمی متولد شده بود ولی درک مشترکی از تئاتر و نمایش و سینما داشتند, همذات پنداری که منجر به تولید بهترین آثار نمایشی,تاریخی و فاخر تاریخ سینمای مان شد.

حاتمی کارش را از تئاتر آغاز کرد آن هم در دهه ای که درخشان ترین و پربار ترین دهه تئاتر ما بود,دهه ی چهل.
در دهه ی چهل شالوده ها و ستون های کارگردانی و بازیگری ما در دهه های 50 و 60 شکل گرفت.
همه کار میکردند و چه کشش و درخششی هم داشتند.
بیضایی و حاتمی و کیارستمی و تقوایی و … همگی در سال چندین نمایش را به روی صحنه می بردند و از طرفی علی نصیریان و جمشید مشایخی و عزت الله انتظامی و داوود رشیدی و محمد علی کشاورز هم گروهی کمابیش مشترک داشتند و نمایش هایی موفق را اجرا می کردند به طوری که سالن ها در لاله زار مملو از جمعیت می شد.
همین خاستگاه ها منجر شد تا در اولین اثر تاریخی حاتمی در سال 1351 یعنی ستارخان انتظامی برای اولین بار جلوی دوربین هوشنگ بهارلو برود در نقش حیدر خان عمو قلی.
این اولین و آخرین همکاری این دو در سینمای قبل از انقلاب بود ولی آثار ماندگاری در راه بود,فیلم هایی که حتی اگر بعد از آن ها نه حاتمی فیلم می ساخت و نه انتظامی در فیلمی بازی می کرد نامشان را در نقطه اوج تاریخ سینما و تئاتر قرار داده بود.

حاجی واشنگتن با ده سال فاصله از فیلم اول این دو ساخته شد البته این وسط سریالی هم از سال 1358 شروع شده بود که در حال ساخت بود هم چنان و به نمایش در نیامده بود سریالی تاریخی و عظیم به نام هزار دستان.
حاجی واشنگتن داستان اولین سفیر ایران در بلاد امریکا را روایت می کند.
حسینقلی خان صدرالسلطنه در زمان ناصرالدین شاه به عنوان اولین سفیر ایران به امریکا می رود و به دلیل فقر و سوء مدیریت و فساد حاکم بر حکام و شاه کشور دچار مشکلات عدیده ای در انجا می شود به طوری که ناچار می شود همه خدم و حشم خود را معذور کند.
این فیلم هم همانند فیلم ستارخان پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر توقیف شد تا حاتمی هم طعم ممیزی و توقیف را در سینمای قبل  از انقلاب چشیده باشد و هم بعد از انقلاب.
همکاری بعدی هم درخشان بود.

فیلم کمال الملک به زندگی نقاش معاصر دوره ی دو شاه سلسله قاجرها یعنی ناصرالدین شاه و فرزندش مظفرالدین شاه پرداخته است.

انتظامی در این فیلم در نقش ناصرالدین شاه ظاهر شده است نقشی که در فیلم ناصرالدین شاه اکتور سینما به کارگردانی محسن مخملباف هم ان را ایفا کرد.
و سرانجام می رسیم به سریالی تاریخی و فاخر که پر بود از بازیگران به نام که پیش از ان هم سابقه همکاری با علی حاتمی را داشتند.
ولی کماکان و تا به امروز موفق ترین همکاری حاتمی و انتظامی در فیلم حاجی واشنگتن رقم خورد.
و جا دارد یادی کنیم از ماندگارترین دیالوگ این فیلم که از زبان انتظامی بیان می شود دیالوگی که حتی بر سنگ قبر حاتمی هم حک شده است.
آیین چراغ خاموشی نیست.

بنظر شما کدام دیالوگ در همکاری های مشترک این دو ماندگارتر از بقیه است؟

7.ابراهیم حاتمی کیا و پرویز پرستویی

اگر به این لیست خوب دقت کنید متوجه نکته ای می شوید نکته ای که اهمیت فیلم اول را در همکاری کارگردانان و بازیگران این لیست نشان می دهد.
معادله ای ساده فیلم اول درخشان و موفق از اب در می اید و هم کارگردان از این همکاری راضییست و هم بازیگر پس همکاری ادامه دار می شود و شاید در این لیست و ادامه ان همکاری را نتوانید به اندازه همکاری حاتمی کیا و پرستویی موفق تر سراغ بگیرید.
پرستویی موفق ترین بازیگر سینمای مان از حیث بردن سیمرغ بلورین فجر است.
وی چهار بار این جایزه را به عنوان نقش اول ربوده که سه تای ان ها به خاطر حضور در فیلم های حاتمی کیاست,موفقیت و درخشش از این بیشتر؟

پیشنهاد میکنیم بخوانید :‌:‌ :‌  ۱۰ کتاب برتر در زمینه موفقیت

اولین همکاری فیلم پر حرف و حدیث و جریان ساز آژانس شیشه ای بود که در سال 1376 ساخته شد و در سال 1377 اکران شد و بهترین فیلم از نگاه منتقدان و مردم لقب گرفت.
فیلمی که شاید برایتان جالب باشد بدانید مرحوم محمد علی فردین سلطان قلبهای سینمای ایران ارزو داشت در این فیلم نقش حاج کاظم را به جای پرستویی ایفا می کرد.

اصلا انگار پرستویی افریده شده بود تا نقش حاج کاظم را ایفا کند,نقشی که هیچ وقت نتوانست از زیر سایه ی ان در بیاید گویی که همه من الجمله کارگردانان می خواستند اورا بار دیگر در نقش حاج کاظم ببینند.فیلم های بعدی هم کمابیش به موضوع جنگ و تبعات پس از ان برای کهنه سربازانش می پرداختند.

فیلم هایی چون روبان قرمز که در ان بازهم پرستویی و کیانیان مقابل دوربین حاتمی کیا قرار گرفتند.
دغدغه های فیلم همان دغدغه های حاتمی کیا چون قداست جنگ و دفاع از میهن و اصول رزمنده های جنگ بود که باید پاسداشته شود.
سریال خاک سرخ همکاری بعدی این دو بود که داستان ان مربوط به خرمشهر در دوران جنگ بود و پرستویی در نقش ایرج محبوب ظاهر شده بود.
موج مرده هم در همان سالی که این سریال پخش شد یعنی 1381اکران شد و پرستویی در نقش سردار راشد ظاهر شد و انگار که این دو خسته نمی شدند از تکرار حاج کاظم.
پس از آژانس شیشه ای که سیمرغ را برای پرستویی به ارمغان اورد به نام پدر هم این جایزه را برای بار سوم تقدیم او کرد,مثل اینکه اعظای هیئت داوران جشنواره چشمشان حسابی دنبال حاج کاظم دیگری بود.
(نکته اینکه فیلم بید مجنون مجید مجیدی دومین سیمرغ را برای پرستویی به دنبال داشت)
پس از به نام پدر هم حاتمی کیا دست به خلاقیت هایی در عرصه فیلم سازی زد و هم پرستویی در سینما کم کارتر شد و بیشتر در سریال هایی پر مخاطب هم چون زیر تیغ و آشپزباشی ظاهر شد و حاتمی کیا هم فیلم هایی چون به رنگ ارغوان و دعوت و گزارش یک جشن را ساخت تا همکاری این دو با فاصله ای تقریبا ده سال بازهم شکل بگیرد این بار در فیلم بادیگارد و یک کهنه سرباز عاصی دیگر.

این بار هم پرستویی در نقش حاج حیدر ذبیحی توانست سیمرغ را برنده شود تا بر همگان ثابت شود که همکاری پرستویی و حاتمی کیا فرمول سیمرغ ربودن را خوب اموخته است.

8.بهمن فرمان ارا و رضا کیانیان

اولین همکاری این دو در فیلم بوی کافور عطر یاس اتفاق افتاد که در ان فرمان ارا در نقش خودش تا حدودی ظاهر می شود یعنی فیلم سازی که 20 سال است فیلمی نساخته است و ….
کیانیان در این فیلم نه تنها نقش اول نیست بلکه نقش دوم هم نمی توان اورا محسوب کرد اما حضورش اینقدری خوب بود تا فرمان ارا مجاب شود که در فیلم بعدی اش از او به عنوان نقش اول استفاده کند.

فیلم خانه ای رو اب در سال 1380 ساخته شد و کیانیان 50 ساله باید نقش دکتر سپیدبختی را بازی کرد که از خودش ده سال مسن تر بود و به همین دلیل به درخواست فرمان ارا باید به وزن طبیعی بدنش می افزود اتفاقی که تا پیش از ان در سینمای مان مورد مشابهی نداشت.
داستان اضافه وزن تا جایی پیش رفت که فرمان ارا از کیانیان خواست که به حدی وزنش را افزایش دهد که حتی نتواند بند کفشش را ببند.

همه ی  تلاش های  کیانیان و بازی بی نظیرش در نقش دکتر سپیدبخت که از چند جهت تحت فشار بود و نقشی بی نهایت بغرنج را ایفا کرد منجر شد تا هیئت داوران جشنواره فجر سیمرغ را به وی اعطا کنند.

سومین همکاری این دو سه سال پس از فیلم موفق خانه ای روی اب اتفاق افتاد و این بار در فیلم یک بوس کوچولو.
چهارمین فیلم بلند سینمایی فرمان ارا پس از انقلاب چهارمین همکاری این دو را رقم زد و این نشان دهنده میزان اعتقاد و اعتماد این دو به است.
در سال 1386 فیلم خاک اشنا ساخته شد و پس از اکران در جشنواره فیلم فجر به مدت دو سال توقیف شد و چندین سکانس فیلم حذف گردید,واکنش هایی که اعتراضات فرمان ارا را هم برانگیخت.

کیانیان در این فیلم در نقش نامدار که نقاش و هنرمندی خسته از شلوغی ها و های و هوی پوچ محیط شهری است رو به زادگاه مادری خود می اورد و الحق که بازی اش حسابی روان است و باورپذیر.
تا امروز اخرین همکاری این دو فیلم دلم می خواد است که نه فیلم چندان موفق بود و نه بازی کیانیان چنگی به دل می زد.
بنظر شما ایا جای کارگردانی در این لیست خالیست؟نام بازیگری از قلم افتاده است؟اگر همکاری ادامه داری مابین فیلمساز,بازیگر که موفقیت های چشم گیر و نقد های مثبتی را به دنبال داشته سراغ دارید در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

سلسله را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلسله را در تلگرام دنبال کنید
FACEBOOK
FACEBOOK
GOOGLE
GOOGLE
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
تک یوز